حد سود در الگوی ENGULFING


الگوی سر و شانه

معامله گری براساس کندل های اوج (climax) و خسته ی بازگشتی (exhaustion )

اخیرا در یکی از وبینارهایم دراین مورد حرف زده ام که چگونه روندهایی که بیش از حد لازم حرکت کرده اند را تشخیص بدهیم؛ منظورم کندل های climax & exhaustion reversal است.
من از لحاظ جریان سفارشات آنها را بررسی کردم و گفتم که چرا چنین کندل هایی تمایل به بازگشت روند دارند.
قبل از اینکه این مقاله را که به نوعی ضمیمه و ادامه دهنده ی همان وبینار است را شروع کنید، برای یادآوری مطالب، برای پیدا کردن چنین کندل هایی به این موارد اهمیت بیشتری بدهید:

  • کندلی که خیلی بزرگتر از کندل های قبلی باشد و به طور ایده آل بزرگترین کندل از لحاظ حرکت باشد.
  • این اتفاق نزدیک یک سطح حمایتی یا مقاومتی مهم رخ بدهد یا بعد از شکست آن سطوح.
  • این اتفاق بعد از چندین کندل پشت سرهم که حالت impulsive یا جنبشی داشته باشند، بیفتد.

هرچند که موارد جزئی تری برای تشخیص این کندل ها وجود دارد، ولی این سه مورد مهم ترین آنها هستند.
هدف از این مقاله نشان دادن مثالی در این مورد است و اینکه چگونه می توانید براساس آن از دید پرایس اکشن معامله کنید.
من یک مثال از چارت DOW می آورم؛ بعد از دید پرایس اکشن آن را بررسی میکنم و می بینیم که شاخصه هایی برای تشکیل این کندل ها لازم است؛ بعد از آن در مورد نحوه ی ترید کردن براساس آنها با چند قانون ساده حرف می زنیم.

به چارت روزانه DOW در بازه یک ساله نگاه می کنیم. روند صعودی کلی آن را بررسی میکنم و اینکه چگونه به سطح مقاومتی رسیده و بعد آن را در تایم 4 ساعته بررسی میکنیم تا ببینیم رفتار حرکتی قیمت بعد از شکست آن سطح مهم چگونه بوده است.

چارت داوجونز به سطح مقاومتی می رسد.
در چارت زیر به ارتباط بین قیمت و 20EMA یا حمایت دینامیکی توجه کنید. قبل از اینکه قیمت زیر حمایت دینامیکی نفوذ کند، قیمت قبلا سه بار از آن ریجکت شده است و وقتی هم که زیر آن نفوذ کرده سریعا هم برگشت پیدا کرده است؛ این به ما نشان میده که خریداران هنوز دوست دارند که قیمت را بالا ببرند و در هر پولبکی که می زنند وارد می شوند.
بعد از آن رفتار حرکتی قیمت تقریبا زیر سطح 13300 الگوی سه قله را تشکیل میدهد. در طول کل سال این اولین بار است که چنین شرایطی پیش می آید؛ پس قیمت سه بار تلاش کرده که سطح را بشکند ولی نتوانسته؛ این نشان می دهد که قیمت بیش از حد خودش بالا رفته و از طرف دیگر فروشندگان هم می خواهند از این سطح دفاع کنند.

در چارت زیر ببینید که چگونه الگوی سه قله به جز قله ی آخر، وقتی که قیمت به 20EMA رسیده تشکیل الگوی کندلی پین بار داده اند (کندل 1 و 2).
این نشان می دهد که خریداران خوشحال بوده اند که توانسته اند پولبک قیمت به آن سطح را بگیرند، ولی قدرت آن را نداشته اند که سطح را بشکنند و قیمت همچنان زیر سطح 13300 باقی مانده است. در اقدام دوم که نتوانستند قیمت را بالاتر ببرند، قیمت برای اولین بار در کل سال با قدرت بیشتری ریزش کرده و حدود 500 پیپ در 6 روز افت کرده است.

پس از ریزش، قیمت به سطح حمایتی قبلی برخورد کرده و قیمت روند صعودی خودش را ادامه داده است. به حرکت آن توجه کنید وقتی که قیمت به سطح مقاومتی رسیده چگونه الگوی کندلی دوجی و inside bar تشکیل داده است؛ این نشان از تردید میان خریداران است.
اگر الگوی کندلی inside bar بعد از یک الگوی صعودی قوی تشکیل میشد، آن موقع می توانستیم بگوییم که خریداران قدرت بیشتری دارند و امکان شکست سطح وجود دارد؛ ولی با وجود تشکیل الگوی کندل دوجی و inside bar در دو روز پشت سرهم، نشان از تردید و عدم توانایی خریداران برای بالا بردن قیمت است.

حال در روز بعد قیمت میتواند به بالای سطح نفوز کند و یک سقف جدید تشکیل بدهد، ولی در همان روز قیمت برمی گردد و زیر سطح مقاومتی بسته می شود و یک الگوی کندل رنج تشکیل می دهد.
بدانید که وقتی مقدار ریجکت شدن در بالای کندل و پایین کندل تقریبا یکسان بود، این نشان از شکست ناقص است زیرا:

  • قیمت نتوانسته سطحی را که به دست آورده نگه دارد و سود های کسب شده را حفظ کند.
  • بین خریداران و فروشندگان تناسبی نسبی برقرار است.
    به طور ایده آل، وقتی که به دنبال شکست باشیم باید عدم تعادل شدیدی بین خریداران و فروشندگان وجود داشته باشد؛ ولی در چارت زیر ما شاهد چنین قضیه ای نیستیم.

آناتومی کندل های climaxو exhaustion از دید پرایس اکشن

حال که ما محلی مورد مجادله بین خریداران و فروشندگان پیدا کردیم، به چارت 4 ساعته می رویم و کندل های climax/exhaustion را به طور اختصاصی بررسی کنیم.
آناتومی آنها را از دید پرایس اکشن حد سود در الگوی ENGULFING بررسی می کنیم و به شما می گویم که چگونه براساس آنها معامله کنید.
در چارت زیر، اولین موردی را که بررسی می کنیم کندل 1 است که بزرگترین کندل در کل این دوره است؛ در این کندل ما شاهد هستیم که خریداران کنترل بازار را در دست دارند و با اطمینان قیمت رابالای سطح مقاومتی برده اند. در این دوره از میان 36 کندل موجود، 25 کندلش صعودی است ؛ یعنی نسبت خریداران به فروشندگان تا کندل شماره ی یک، 69درصد بوده است.

حال اگر از اول مقاله به یادتان باشد، گفتیم که کندل های climax/exhaustion نشان از طولانی شدن بیش از حد روند هستند؛ این کندل ها باید شاخصه های زیر را داشته باشند:

  • بزرگترین کندل در طول یک دوره باشد.
  • در نزدیکی سطحی حمایتی/ مفاومتی یا در بالای یکی از آنها رخ داده باشد.
  • بعد از یک رشته کندل همرنگ اتفاق افتاده باشد.

چرا این کندل ها میل دارند که خیلی بزرگ جلوه کنند؟

وقتی که روندی بیش از حد ادامه پیدا می کند، معامله گران زیادی را به خود جذب میکند؛ معامله گران سازمانی اولین افرادی هستند که به مارکت جذب می شوند؛ بعد معامله گران حرفه ای هستند و در آخر هم معامله گران خرده پا. معامله گران خرده پا معمولا آخر از همه وارد می شوند زیرا علاقه ی زیادی به تایید جهت روند دارند.
در آخر این روند، وقتی که معامله گران خرده پا هم وارد شدند، شما شاهد عدم تعادل زیادی بین خریداران و فروشندگان خواهید بود. افرادی که دیر وارد شده اند فکر می کنند جا مانده اند و به جای اینکه منتظر بمانند در پولبک ها ورود کنند، در هرجا که شکستی رخ می دهد ورود میکنند.
به علاوه این موارد، معامله گران سازمانی هم سعی می کنند تا جایی که امکان دارد قیمت را بالا بکشند؛ این موارد همه موجب میشود که کندل climax/exhaustion تشکیل بشود.

بعضی وقت ها این حرکت اضافی رو به بالا، برای این نیست که بیشترین استفاده را از این روند صعودی بگیرند؛ بلکه برای این است که معامله گرانی که تازه وارد شده اند را به تله بیندازند تا معامله گران قدیمی بتوانند از حجم معاملاتی آنها به عنوان سوخت لازم برای ریزش آینده استفاده کنند.
براساس همین دلایل است که این کندل ها میل دارند که بزرگ جلوه کنند.
این کندل در سطوح مهم اتفاق می افتند، بخصوص در جاهایی که ظاهرا شکست اتفاق افتاده تا خریدارانی که دیر وارد شده اند را به تله بیاندازند؛ امیدوارم آناتومی این کندل ها را درک کرده باشید.

حال برگردیم به چارت
اگر رفتار حرکتی قیمت می توانست خود را در بالای سطحی که شکسته شده است نگه دارد و سودی که کسب شده را از دست ندهد، آن موقع می توانیم بگوییم که شکست تایید شده و روند ادامه پیدا می کند؛ ولی به کندل 2 نگاه کنید و ببینید که رفتار حرکتی قیمت چگونه عکس العمل نشان داده است.
توجه کنید که قیمت چگونه سریع زیر سطح برگشته و این اخطار می دهد که شکست ممکن است ناقص شود.

در چنین مواردی باید این سوال ها را از خود بپرسید:
اگر خریداران کنترل قیمت را در دست داشتند، چه شد که سودی را که کسب کرده اند حفظ نکردند؟
این سودها کجا رفته است؟
چگونه چنین کندل بزرگی نتوانسته قیمت را به بالا ادامه بدهد؟
چرا فروشندگان سریعا قیمت را به عقب برگداندند؟
چرا سطح مقاومتی به عنوان پولبک و تغییر نقش به سطح حمایتی عمل نکرد؟

در چنین مواقعی همه ی این سوالات باید در ذهن شما شکل بگیرد و جواب آنها می تواند به شما بگوید که شکستی که اتفاق افتاده درست است یا ناقص.

هرچند که اگر شما این سوالات را هم از خود نمی پرسیدید، با توجه به مشخصه های کندل های climax/exhaustion، می توانستید تشخیص بدهید که این روند به آخر خود رسیده است.
به کندل 2 نگاه کنید؛ وقتی که قیمت برگشته، به سطح مقاومتی واکنش نشان نداده و سطح تغییر نقش نداشته؛ پس شما می توانید با پرسیدن این سوالات و شاخصه های کندل های climax/exhaustion شکست ها را تایید یا رد کنید.

چگونه براساس پرایس اکشن در چنین مواقعی معامه کنیم؟

عموما در یک روند صعودی، من به دنبال برخورد دوم به یک سطح مقاومتی مهم می گردم یا تشکیل lower high قبل از ریزش مارکت.
برای کسانی که به دنبال فرصت ورود دوباره هستند، بهتر است به دنبال تشکیل الگوی کندلی پین بار، engulfing و outside bar باشید؛ بعد سعی کنید آن را با کندل های climax/exhaustion مطابقت بدید؛ ولی از لحاظ رفتار حرکتی قیمت، شما باید متوجه بشوید که مومنتوم روند قبل از اینکه کندل های خسته تشکیل بشود در حال ضعیف شدن است.
بیشتر مواقع، همراه با حرکت های خسته ی بازار، یک تلاش شکسته خورده برای شکست سطح وجود دارد یا اینکه با تشکیل lower high، به شما آخرین تایید را می دهد که بازار خسته شده است و احتمال بازگشت قیمت بالا است.

بسته به شرایط که کدام یک از این موارد پیش بیاید نحوه ی ورود من هم متغیر است، ولی وقتی که می بینیم تمام عوامل خسته شدن مارکت به چشم می آید پوزیشن فروش میگیرم؛ آن موقع یا مارکت ریزش شدیدی میکند یا اصلاح بزرگی انجام میدهد یا برای مدتی در یک ناحیه رنج قرار می گیرد.

حال نگاهی به چارت زیر بیندازید.
هرچند که کندل 2 یک کندل نزولی است، ولی به سختی توانسته 50 درصد از سود کندل خسته قبلی را برگرداند.
من معمولا به دنبال این هستم که تقریبا بیش از 60 درصد سود کندل خسته بازگردانده شود تا اینکه نتیجه بگیرم که فروشندگان حمله ی بزرگی را برای برگرداندن قیمت به راه انداخته اند.
اگر ببینم که فروشندگان، قیمت را خیلی کم به عقب رانده اند، سعی می کنم ترید نکنم و منتظر نقطه ی تریگر بعدی باشم.

هرچند که در اینجا این قضیه رخ نداده ولی اگر به کندل های 3،4 و 5 نگاه کنید، می بینید که هرسه زیر سطح ما قرار داشته اند و با آن به عنوان سطح مقاومتی رفتار کرده اند.
اگر این یک تله بود قیمت نمی بایست به سمت حد سود در الگوی ENGULFING 20EMA حرکت کند و همچنین نمی بایست کندل های کوچک زیر سطح ما تشکیل بدهد؛ اگر قرار بود شکستی رخ بدهد کندل های کوچک باید بالای سطح تشکیل میشدند؛ با این وجود هیچکدام از نشانه های شکست را ندارد.

نقاط ورودی که بیشترین ریسک را داشته اند، گرفتن پوزیشن فروش بعد از بسته شدن کندل های 3 و حد سود در الگوی ENGULFING 4 است.
چرا؟
این کندل های کوچک بعد از یک فشار فروش قوی زیر سطح مقاومتی به ما نشان می دهد که خریداران علاقه ی زیادی به بالا بردن قیمت نداشته اند؛ پس براین اساس، مورد مناسبی هست برای ورود و استاپ را هم می توانیم بالای سقف این کندل ها قرار دهیم یا شاید کمی بیشتر.
یک نقطه ی ورود مناسب دیگر در زیر کف کندل شماره ی 3 است یا در محل بسته شدن کندل شماره 3، و استاپمان را هم بالای سقف کندل 5 قرار می دهیم.
احیانا اگر قیمت به بالای سطح نفوذ کرد، بهتر است پوزیشن ما باز بماند؛ که در اینجا این اتفاق افتاده ولی این اتفاق همیشگی نیست.

نکته ی مثبتی که در گرفتن پوزیشن فروش زیر کف کندل 4 یا محل بسته شدن آن وجود دارد این است که معامله گرانی که پوزیشن خرید گرفته اند، می دانند که توی تله افتاده اند و کم کم شروع به خارج شدن از پوزیشن هایشان می کنند.
اگر کندل شماره ی 5 بالای سطح نفوذ نمی کرد، درست این بود که استاپ را کمی بالای سطح قرار می دادیم، ولی وقتی که نفوذ کرده است، بهتر است که استاپ را بالای کندل های 3-5 و کمی بیشتر به عنوان بافر قرار بدهیم.

یک روش محافظه کارانه این است که منتظر بمانیم قیمت به زیر 20EMA حرکت کند و بتواند به آن پولبک بزند و از آن به عنوان مقاومت دینامیکی استفاده کند.
روش های دیگری برای ورود در چنین شرایطی هستند ولی این موارد تقریبا ایده ی کلی را به شما می دهد که در چنین مواقعی چگونه ترید کنید.

جمع بندی

هدف از این مقاله این بود که به شما نشان بدهم از دید پرایس اکشن کندل های climax/exhaustion، چگونه خود را نشان می دهند و آناتومی آنها چگونه است.
همچنین شاخصه های مهم آنها را یاد بگیرید و بتوانید به خوبی آنها را در چارت تشخیص بدهید.
ما یک مثال خوب از چارت داوجونز آوردیم و دیدیم که چگونه در این چارت همه ی موارد به روشنی برقرار بودند. سرآخر هم به شما چند روش برای ورود به مارکت نشان دادیم و گفتیم که در چنین مواقعی چگونه ترید کنید.
شما براساس علاقه ی خود میتوانید روش پرریسک یا محافظه کارانه را برای خود انتخاب کنید.

این مقاله نوشته شده ی کریس کاپری معامله گر مطرح بازارهای مالی و ترجمه شده ی آکادمی دال ترید است.
اگر مایل به یادگیری سبک پرایس اکشن کریس کاپری هستید، می توانید در دوره پیشرفته پرایس اکشن کریس کاپری که به صورت تخصصی ترجمه و ارائه شده است، شرکت کنید.
همچنین اگر شما دانش پژوهی هستید که به بازارهای مالی و معامله گری علاقه دارید، اما هنوز هیچ اطلاعاتی در این باره ندارید، می توانید دوره مقدماتی فارکس کریس کاپری که به رایگان ترجمه و ارائه شده است را ببینید و سپس به دوره پیشرفته رجوع کنید.

مجموعه اندیکاتوری PISP

با زدن دکمه زیر و پس از مراجعه به صفحه اندیکاتور در سایت تریدینگ ویو با زدن دکمه add to favorite indicators می‌توانید اندیکاتور مورد نظر را به طور مستقیم از سایت تریدینگ ویو به لیست اندیکاتورهای خود اضافه کنید. (توجه داشته باشید که قبل از انجام مراحل فوق وارد حساب کاربری خود در تریدینگ ویو شده باشید.)

معرفی اندیکاتور PISP

اندیکاتور (PISP) از ترکیب اندیکاتورهای پیوت‌ها (Pivots)، ایچیموکو (Ichimoku Cloud)، پارابولیک سار (Parabolic SAR) و ۲ الگوی کندلی بازگشتی پین‌بار (Pinbar) و انگالفینگ (Engulfing) تشکیل شده است.

این اندیکاتور مجموعه‌ای از اندیکاتورها را برای شما ترسیم می‌کند که بتوانید از آن‌ها برای بهینه‌سازی و عملکرد بهتر استراتژی شخصی‌ خودتان بهره ببرید. شما می‌توانید با تغییر تنظیمات اندیکاتور، آن را بر اساس سبک معاملاتی خودتان تنظیم کنید!

هدف از طراحی این اندیکاتور نمایش همزمان الگوهای کندلی و اندیکاتورهای مذکور می‌باشد که از ترکیب این ابزارها با یکدیگر میتوان در تشخیص روند، شناسایی نقاط بازگشتی، پیوت‌ها، و تعیین نقاط ورود بهینه، حد ضرر و حد سود استفاده کرد. استفاده از اندیکاتورها می‌تواند به عنوان یک تاییدیه بر تحلیل شما و کمکی برای سود بیشتر شما در بازارهای مالی مورد استفاده قرار گیرد. شما می‌توانید از سیگنال‌های مختلفی که از هر اندیکاتور دریافت می‌کنید در کنار سایر ابزارها استفاده کنید برای مثال از پیوت‌ها می‌توان در تشخیص روند و ترسیم ترند لاین‌ها (Trend Lines) استفاده کرد. اندیکاتور PISP در اکثر سبک‌های معاملاتی قابل استفاده است و هم برای افرادی که با سبک پرایس اکشن کار میکنند می‌تواند مفید باشد و هم برای دیگر سبک‌های معاملاتی کاربرد دارد و به طور کلی پیشنهاد می‌شود که از این اندیکاتور در بازارهای روند دار استفاده شود.

برای از بین بردن محدودیت‌های سرویس Tradingview راه‌ها حد سود در الگوی ENGULFING و روش های مختلفی مانند خرید اشتراک پریمیوم یک ماهه و یا اشتراک های سالیانه با قیمت‌ بالاتر وجود دارد. چیزی که در همه آنها مشترک است این میباشد که تمامی آنها دارای طول عمر و زمان اشتراک هستن یعنی شما باید با اتمام مدت زمان اشتراک خود دوباره برای برداشتن محدودیت ها اشتراک تهیه کنید.

یکی از این راه‌ها داشتن اندیکاتور های شخصی سازی شده میباشد تا حداقل بتوانیم بخشی از این محدودیت ها را برداریم. در مجموعه های اندیکاتوری ما چندین اندیکاتور در یک اندیکاتور گنجانده شده تا بلکه بدون داشتن اشتراک پریمیوم تریدینگ ویو حتی به سقف تعداد مجاز اندیکاتور های تریدینگ ویو (که در حالت عادی که ۳ عدد میباشد) نرسید. بنابراین شما می‌توانید با افزودن این اندیکاتور به حساب تریدینگ ویو همه این امکانات را در قالب یک اندیکاتور و به صورت کاملا رایگان داشته باشید!

شما از این اندیکاتور چگونه استفاده می‌کنید؟ نتایج استفاده از این اندیکاتور در معاملات شما به چه صورت بوده؟ تجربه‌ی خودتان را از استفاده PISP در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید.

تذکر: این اندیکاتور به عنوان یک ابزار کمکی برای بهبود عملکرد معاملات شما عزیزان طراحی شده است، بنابراین قبل از انجام هرگونه معامله به کمک این اندیکاتور از کارایی ترکیب آن با استراتژی شخصی خودتان اطمینان حاصل فرمایید.

الگوی سر و شانه در تحلیل تکنیکال

الگوی سر و شانه در تحلیل تکنیکال

معامله گران در بورس برای تحلیل تکنیکال این بازار از الگوهای مختلفی استفاده می کنند. در میان تمامی الگوهای موجود الگوهای عمومی قیمت سال های متمادی به دلیل واقعیت و اطلاعات مناسبی را که در اختیارکاربران قرار می دهند دارای طرفداران بسیاری هستند. از جمله این الگوها می توان به الگوی سر و شانه اشاره نمود. اگر می خواهید با الگوی سروشانه و ویژگی های آن بیشتر آشنا شوید تا پایان با ما همراه باشید.

الگوی سروشانه

الگوی سروشانه

الگوی سر و شانه در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی سر و شانه در واقع نوعی الگوی نموداری است که دارای یک خط کف به همراه سه قله قیمتی می باشد. قله های سمت چپ و راست دارای ارتفاع مشابهی هستند اما قله میانی بلند تر از سایر قله ها است. این الگو در تحلیل تکنیکال تغییر روند بازار از حالت صعودی به نزولی را نشان می دهد و جز معتبرترین الگوهای بازگشت روندی محسوب می شود. همچنین از برترین الگوهای صدور سیگنال های معاملاتی می باشد که شکل گیری آن پایان روند صعودی را نشان می دهد.

الگوی سر و شانه

الگوی سر و شانه

الگوی سر و شانه چه زمانی شکل می گیرد؟

الگوی سر و شانه هنگامی شکل می گیرد که یک سهم قیمت آن به قله جدیدی رسیده باشد و بعد به محدوده پایین حرکت صعودی پیشین خود باز گردد. بعد قیمت مجددا به سطحی بالاتراز قله قبلی قیمت صعود نموده و قسمت سر الگو شکل می گیرد و دوباره به خط کف برگشته و قیمت مجددا افزایش می یابد. در این حرکت صعودی قیمت در بهترین حالت می تواند به سطح قله قیمتی اولیه برسد. با رسیدن به چنین سطحی قیمت ها حرکت نزولی خود را شروع می کنند و بعد به سمت خط گردن این الگو حرکت می نماید.

الگوی سر و شانه

الگوی سر و شانه

الگوی سروشانه چه چیزهایی را نشان می دهد؟

به طور کلی یک الگوی سر و شانه سقف و کف دارای سه بخش زیر است:

  • بعد از یک روند صعودی بلند مدت قیمت ها به یک قله جدید می رسند و بعد حرکت نزولی کوچکی را به منظور ایجاد یک دره انجام می دهند.
  • قیمت ها مجددا حرکت صعودی خود را شروع می کنند و سقف قیمتی جدیدی می سازند و بعد مجددا نزول می کنند.
  • قیمت ها برای سومین مرتبه حرکت صعودی انجام می دهند اما در نهایت می توانند به سطح قله اولیه برسند قبل از آنکه مجددا حرکت نزولی خود را شروع کنند.
  • در این الگو قله های 1 و 3 شانه ها را تشکیل می دهند و قله 2 یا وسط تشکیل دهنده سر الگو می باشد. به خطی که دره های شماره 1 و 2 را به یکدیگر متصل می نماید خط گردن می گویند.

الگوی سر و شانه سقف

الگوی سر وشانه سقف در تحلیل تکنیکال جز الگوهای بازگشتی است. بنابراین الگوهایی هستند که روند قیمت بعد از تشکیل الگو در آن ها تغییر می یابد. این الگو در پایان حرکتی صعودی رخ خواهد داد و موجب تغییر جهت بازار و حرکت به سمت نزول قیمت می گردد. در این الگو سه قله وجود دارد و قله وسط دارای بیشترین ارتفاع ممکن است که همان سر الگو می باشد.

الگوی سر و شانه

الگوی سر و شانه

برای انجام معاملات از طریق این الگو هنگامی که حالت کلی الگو را در چارت یافتید باید منتظر بمانید که شاهد شسکسته شدن خط گردن باشید. بهترین حالت این است که خط گردن پرقدرت شکسته شود و دارای شرایط یک شکست مناسب باشد. اگر قیمت با حرکت خیلی سریع و قوی خط گردن را بشکند و شما از ورود به پوزیشن جا ماندید کاری که می توانید انجام دهید این است که منتظر حرکت برگشتی به خط گردن باشید تا بتوانید به پوزیشن راه یابید. در این الگو باید حتما بین شانه چپ و سر واگرایی وجود داشته باشد، زیرا این واگرایی تشکیل الگوی سر و شانه را تایید می نماید.

نحوه تشخیص حد زیان و سود در الگو سقف

در این الگو حد زیان بر روی شانه راست قرار گرفته است. البته در بعضی از شرایط الگوهای سر و شانه ای شکل می گیرد که در آن ها ارتفاع شانه راست و سر فاصله بسیار کمی با یکدیگر دارند، در چنین شرایطی می توان قسمت بالای سر را به عنوان حد زیان در نظر گرفت. به منظور تعیین حد سود نیز باید فاصله قسمت سر تا خط گردن را اندازه گیری نمود و از محل شکسته شدن خط گردن به سمت پایین را بررسی نمود.

الگوی سر و شانه ی معکوس

الگوی سر و شانه معکوس دقیقا نقطه مقابل الگوی سر و شانه است. از این الگو به عنوان الگوی سر و شانه کف نیز یاد می کنند. این الگو تغییر روند از نزولی حد سود در الگوی ENGULFING به صعودی را پیش بینی می نماید و زمانی مشخص خواهد شد که حرکات قیمتی یک سهم دارای مشخصه های زیر باشد.

در الگوی سر و شانه کف قیمت به سمت دره حرکت می کند و مجددا حرکت صعودی خواهد داشت. به طوری که قیمت دوباره به سطحی پایین تر از دره قبلی حرکت می کند و حرکتی صعودی انجام می دهد. در پایان قیمت دوباره یک حرکت نزولی تا سطح دره اول خواهد داشت. با انجام این حرکات قیمت حرکتی صعودی پیدا می کند و به سمت سطح مقاومتی که در قله های قبلی تشکیل شده می رود.

الگوی سر و شانه

الگوی سر و شانه

نحوه تشخیص حد زیان و سود در الگو کف یا معکوس

الگو سر و شانه در فارکس نیز مورد استفاده قرار می گیرد، از این رو معامله گرانی که در این بازارها مشغول به فعالیت هستند باید بتوانند به خوبی این الگوها را تحلیل نمایند و حد زیان و سود در آن ها را تشخیص دهند تا بتوانند معاملات سودمندی را تجربه نمایند. در این الگو حد زیان زیر شانه سمت راست قرار دارد. البته افرادی که می خواهد اطمینان بیشتری داشته باشند می توانند زیر قسمت سر را به عنوان حد زیان در نظر بگیرند. البته حتما باید به این نکته توجه نمود که فاصله میان شانه راست تا سر خیلی زیاد نباشد.

در این الگو حد سود نیز معادل فاصله میان سر تا خط گردن است که باید آن را از مکانی که خط گردن شکسته می شود به سمت بالا اعمال نمود.

الگوی سر شانه

الگوی سر شانه

دو الگوی سر شانه سقف و کف چه تفاوت هایی با یکدیگر دارند؟

الگوی سرو شانه سقف و کف تفاوت هایی دارند که موجب تمایز آن ها از یکدیگر شده است. در الگوی سر وشانه کف یا معکوس برای کامل شدن الگو حتما باید شکسته شدن خط گردن اتفاق بیافتد. اما تکنیک هایی که برای محاسبه قیمت های هدف مورد استفاده قرار می گیرند دقیقا مانند الگوی سقف است. تنها تفاوتی که در کف وجود دارد تمایل بیشتر برای حرکات بازگشتی به سمت گردن پس از موجب نزولی است.

مناسب ترین روش برای پی بردن به این تفاوت این است که هر بازار فقط بعد از یک سکون یا رکود می تواند روندی نزولی داشته باشد. در بیشتر موارد کاهش تقاضا یا همان تمایل برای خرید در بین معامله گران در راستای سوق دادن بازار در جهت نزولی کافی می باشد. به این نکته توجه داشته باشید که بازار هرگز پس از یک دوره سکون نمی تواند یک صعود ناگهانی داشته باشد. تنها در شرایطی که میزان تقاضا بیشتر از عرضه باشد و بالا رفتن هجوم خریداران نسبت به فروشندگان قیمت ها صعود خواهند داشت.

الگو سر و شانه

الگو سر و شانه

الگو سر و شانه های مرکب

الگوی سر و شانه مرکب یکی از حالت های الگو سر و شانه است که در آن شاهد دو سر یا دو شانه چپ یا راست خواهیم بود. البته استفاده از این الگو چندان رایج نیست و اما می تواند در پیش بینی بازار موثر باشد. از مهم ترین ویژگی های این الگو می توان به این موضوع اشاره نمود که الگوی مرکب تمایل بسیارشدیدی برای رعایت تناسب درالگوی سر و شانه دارند. به این معنی که اگر در سمت راست شانه واحدی وجود داشته باشد حتما در سمت چپ نیز یک شانه واحد خواهیم داشت. بنابراین اگر دو شانه در سمت چپ باشد انتظار می رود که در سمت راست نیز دو شانه خواهد بود.

الگوهای سر و شانه کف و سقف دو قلو

الگوی کف دو قلو

الگوی سر و شانه دو قلو از نوع کف در انتهای یک روند نزولی ایجاد می شود و بازگشت قیمت به شکل صعودی را نشان می دهد. تشکیل این الگو می تواند سود زیادی را نصیب سهامداران کند. الگوی کف دو قلو شباهت بسیاری به حرف W دارد و دارای دو کف متوالی پشت سر هم و یک خط گردن می باشد. خط گردن حد سود در الگوی ENGULFING در واقع خط مقاومت است. با تشکیل این الگو و شکسته شدن خط مقاومت پیش بینی می شود که سهم حداقل به اندازه فاصله سقف تا خط گردن رشد کند. به میزانی که شکل گیری این الگو مدت زمان بیشتری را طول بکشد اعتبار بالاتری خواهد داشت. همچنین افزایش حجم نیز در شکل گیری این الگو می تواند اعتبار الگو را بیشتر نماید.

الگوی سقف دوقلو

این الگو دقیقا نقطه مقابل الگو کف دو قلو است، بنابراین در انتهای یک روند صعودی شاهد آن خواهیم بود و بازگشت قیمت به شکل نزولی را نشان می دهد. در این الگو نیز دو قله متوالی پشت سر هم و یک خط گردن وجود دارد. به این معنی که بعد از تشکیل الگو و شکسته شدن خط حمایت و افزایش حجم سقف نمودار به اندازه فاصله سقف تا گردن افت خواهد داشت. توجه داشته باشید که در این الگو خط حمایت بعد از شکسته شدن به خط مقاومت تبدیل می شود و نقش مقاومتی خواهد داشت. معمولا بازگشت این خط با یک فرصت خروج مجدد همراه خواهد بود، زیرا الگو به شدت نزولی است.

الگوی سقف دوقلو

الگوی سقف دوقلو

آیا در الگوهای کف و سقف دوقلو امکان نقض وجود دارد؟

نمی توان به صورت قطعی بیان نمود که تمامی قوانین و الگوهایی که در تحلیل تکنیکال مورد استفاده قرار می گیرند صحیح هستند. با توجه به اینکه این الگوها تنها دارای پشتوانه آماری هستند احتمال نقض در الگوهای دو قلو سقف و کف وجود خواهد داشت. مثلا در الگوی سقف دوقلو قیمت پس از شکسته شدن خط گردن روندی صعودی به جای نزولی داشته باشد و دو قله قبلی نیز که اکنون به عنوان سطح مقاومت هستند به طرف بالا کشیده شوند الگوی سقف دو قلو نقض خواهد شد. این شرایط به صورت عکس می تواند برای الگو کف دو قلو نیز رخ دهد و الگوی آن نقض گردد. در صورتی که هر یک از این الگوها نقض شوند می توان خطی که به موازات قله ها یا دره ها ترسیم شده است حد زیان در نظر گرفت.

تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال

الگوی سر و شانه ادامه دهنده

الگوی سر و شانه ادامه دهنده نیزحالتی از الگوهای سر و شانه است که در آن نمودار قیمت شباهت بسیاری به الگوی مستطیل دارد. تنها تفاوت آن ها در یک روند صعودی نقطه قعر یا کفی میانی در مقایسه با دو کفی دیگر عمیق تر هستند. همچنین در روند نزولی قله میانی در مقایسه با دو قله دیگر در چپ و راست دارای ارتفاع بیشتری است. از این رو می توان گفت که هر دو نوع الگو از نوع سروشانه هستند که از روند قبلی تبعیت می نمایند، در نتیجه نمی توان آن ها را با الگوهای سر و شانه برگشتی اشتباه گرفت.

الگوی سر و شانه

الگوی سر و شانه

سخن پایانی

همانطور که اشاره شد الگوی سر و شانه از جمله الگوهای بازگشتی است که بعد از تشکیل ساختار الگو در پایان روند انتظار چرخش روند وجود خواهد داشت. در الگوهای سر و شانه سقف انتظار می رود که قیمت ریزش داشته باشد. این در حالی است که در الگوهای سر وشانه کف منتظر افزایش قیمت خواهیم بود. از این الگوها می توان به منظور تشخیص اصلاح های مقطعی نمودار و یا چرخش روند اصلی نمودار استفاده نمود.

الگوی انبرک چیست؟ [ 2 نوع انبرک بالایی و پایینی ]+ آموزش تصویری ویدئویی رایگان

الگوی انبرک

الگوی انبرک (Tweezer Pattern) یکی از نمونه الگوی بازگشتی است که بسیار برای تحلیل بازار بورس مورد استفاده قرار می گیرد. افرادی که از این الگو برای تعیین روند بازار استفاده می کنند، لازم است در مورد انواع الگوهای قیچی یا انبرک اطلاعات داشته باشند. تا بتوانند به راحتی این الگو را بر روی نمودار مشخص کنند.

الگوی انبرک در تحلیل بازار بورس چیست؟

تمام سرمایه گذاران و تحلیلگرانی که در بازار بورس فعالیت می کنند، نسبت به الگوهای مختلفی این بازار اطلاعات دقیقی دارند. الگوی انبرک یکی از الگوهای متداول در تحلیل بازار بورس است، که لازم است مورد بررسی قرار گیرد. این الگو که از جمله الگوهای بازگشتی در تحلیل بازار بورس به شمار می رود، دارای انواع مختلفی است.

الگوی انبرک یا الگوی موچین از الگوهای بازگشتی است که (حداقل) از دو کندل مخالف هم و در انتهای روندهای صعودی و نزولی شکل می‌­گیرد و باعث تغییر روند می‌شود. از الگوی انبرک‌ها با اسامی‌دیگری نیز همچون: “موچین، قیچی، چنگک” نیز یاد می‌شود. engulfing

با بررسی هر یک از انواع الگوهای انبرک می توان به راحتی زمان مناسب برای ورود به بازار و خروج از بازار را تعیین کرد. از جمله مهمترین انواع الگوی انبرک باید به الگوی پایینی، الگوی سقف، الگوی کف و الگوی کندل استیک انبرک پایینی اشاره کنیم. هر کدام از این الگوها دارای اشکال خاصی بر روی نمودار بوده، و به راحتی قابل مشاهده هستند.

الگوی انبرک

الگوی انبرک

الگوی انبرک را به چه نام های دیگری می‌شناسند ؟

تحلیلگران الگوی انبرک را با نام های دیگری نیز می شناسند. این الگو ممکن است با نام هایی همچون الگوی موچین، الگوی چنگک و الگوی قیچی نیز شناخته شود.

پس در صورتی که برخی از تحلیلگران بازار بورس از این نام ها استفاده کردند، تصور نکنید از الگوی جدید و ویژه ای برای تحلیل بازار استفاده می کنند.

2 نوع الگوی انبرک برای برسی بهتر وضعیت قیمت در بازار

در صورتی که تمایل دارید در بازار بورس سرمایه گذاری کنید، بهتر است در مورد انواع الگوهایی که می توان با استفاده از آنها وضعیت قیمت سهام را در بازار بورس بررسی کنید، اطلاعات به دست آورید. از جمله انواع الگوهایی که در بازار بورس استفاده می شوند، می توانیم به الگوهای زیر اشاره کنیم:

  1. الگوی انبرک پایینی (کف)
  2. الگوی انبرک بالایی (سقف)

الگوی انبرک کف (پایینی) چیست ؟

این نمونه از الگوهای موچین معمولا در انتهای روند نزولی شکل گرفته و منجر به تغییر روند قیمت سهام در بازار می شوند. کندل اولی که در الگوی کف نشان داده می شود معمولا به رنگ قرمز است، در حالی که الگوی دوم آن به رنگ سبز دیده می شود. حداقل قیمتی که می توانید در این کندل ها مشاهده کنید، تقریبا یکدیگر برابر هستند.

این الگو نیز همچون الگوی بالایی دارای دو کندل به رنگ های متفاوتی است. اما در الگوی پایینی بر خلاف الگوی بالایی کندل اول یک کندل نزولی بوده، و بدون هیچ سایه ای است. اما قوی بوده و در انتهای یک روند نزولی دیده می شود. در حالی که کندل دوم یا دوجی در کنار آن قرار می گیرد.

الگوی انبرک پایینی را می توانیم نوعی الگوی برگشتی صعودی به شمار آوریم، که منجر می شود تا روند بازار مثبت شود. از جمله مشخصاتی که می توانیم برای کندل های الگوی پایینی انبرک بیان کنیم، پوشش کندل دوم به طور کامل توسط کندل اول است. در حالی که کندل دوم از سایه بلندی برخوردار بوده و بلندتر از کندل اول است.

الگوی قیچی یا انبرک

الگوی انبرک سقف (بالایی) چیست ؟

یکی دیگر از الگوهایی که بررسی آن می تواند به کسب اطلاع در مورد روند بازار کمک کند، الگوی سقف انبرک است. این الگو معمولا در انتهای روند صعودی شکل گرفته و باعث می شود تا روند تغییر مسیر دهد. در الگوی سقف انبرک کندل اول برخلاف الگوی کف همیشه به رنگ سبز است. در حالی که کندل دوم آن به رنگ قرمز نشان داده می شود. حداکثر قیمتی که این دو کندل به تحلیلگر نشان می دهند، تقریبا با هم برابر هستند.

در صورتی که قیمت کندل ها در حداکثر و حداقل با هم اختلاف داشته باشند، بهتر است این اختلاف ناچیز را نادیده بگیرید و آنها را به عنوان الگوهای انبرک سقف و کف در نظر بگیرید. این نکته را نیز در نظر داشته باشید که نیازی نیست در الگوی انبرک سقف و کف همیشه کندل های اول و دوم پشت سر هم باشند.

الگوی انبرک

الگوی انبرک

ممکن است در برخی موارد کندل های الگوی قیچی اول و دوم با یکدیگر کمی فاصله داشته باشند. که در چنین حالت هایی الگوی انبرک با الگوی کلاسیک کف و سقف دوقلو همراه خواهد شد. این نکته را در همیشه در نظر داشته باشند که ممکن است انبرک ها در قالب دیگر الگوها نیز بر روی نمودار دیده شوند. مثلا اگر بر روی نمودار الگوهای ستاره صبحگاهی، مرد دارآویز، ستاره عصرگاهی، چکش، نفوذی و موارد دیگر را مشاهده کردید، همگی تایید کننده الگوی های انبرک هستند.

در الگوهای قیچی بالایی (سقف) ما شاهد دو کندل با رنگ های مختلف خواهیم بود. معمولا کندل اول در این الگو بدون سایه بوده و از آن با نام کندل صعودی یاد می شود که قوی است. از سوی دیگر باید به کندل دوم یا دوجی اشاره کنیم که به آن کندل چکشی نیز می گویند. این الگو نیز همچون الگوی سقف در انتهای روند صعودی ایجاد می شود.

انبرک بالایی و پایینی

انبرک بالایی و پایینی

از جمله مشخصاتی که می توانیم برای الگوی انبرک بالایی بیان کنیم، پوشش کامل کندل دوم به وسیله کندل اول است. علاوه بر آن کندل دوم دارای سایه بلند پایینی است، در حالی که کندل اول بدون سایه بوده یا از سایه کوچکی برخوردار است. بر روی این الگو هر چه میزان سایه کندل دوم بیشتر باشد، نشان دهنده روند بهتر بازار خواهد بود.

بهتر است به این نکته توجه داشته باشید که هیچ کدام از اجزای کندل دوم بر روی الگوی انبرک بالایی، نباید از دامنه نوسان قیمتی کندل اول خارج شده باشند. به طور کلی این الگو نتیجه برخورد قیمت با سطح مقاومت بوده و با نام الگوی موچین نیز شناخته می شود.

مهمترین نکات در مورد الگوی انبرک

پیش از آنکه بر روی نمودار الگوی قیچی را بیابید، بهتر است به برخی از نکات مهم در مورد این الگو توجه کنید:



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.