مدیریت دارایی ها


برنامه ها و اقدامات 9 گانه وزارت اقتصاد در مقابله با جنگ اقتصادی شتاب می‌گیرد

وزارت امور اقتصادی و دارایی در پی منویات مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای هیات دولت طی بیانیه ای از شتاب برنامه ها و اقدامات 9 گانه وزارت اقتصاد در مقابله با جنگ اقتصادی خبر داد.

به گزارش تحریریه، وزارت امور اقتصادی و دارایی با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد؛ رویکردها و محورهایی که در راستای تحقق منویات و رهنمودهای مقام معظم رهبری از سال گذشته آغاز شده را با رویکردی جهادی، مدبرانه و فرصت‌ساز شتاب خواهد بخشید.

وزارت امور اقتصادی و دارایی در این بیانیه ضمن تشکر از بیانات و حمایت‌های حکیمانه رهبر فرزانه انقلاب از اقدامات دولت در طول یک سال گذشته اعلام کرد رویکردها و محورهایی در راستای تحقق منویات و رهنمودهای مقام معظم رهبری که از سال گذشته آغاز شده را با رویکردی جهادی ، مدبرانه و فرصت‌ساز شتاب خواهد بخشید. متن بیانیه وزارت امور اقتصادی و دارایی به شرح زیر است:

«ضمن تشکر از بیانات و حمایت‌های حکیمانه رهبر فرزانه انقلاب از اقدامات دولت در طول یک سال گذشته و تاکید ایشان بر این موضوع که « در شرایط کنونی، اولویت اصلی همچنان مسئله اقتصاد است »، وزارت امور اقتصادی و دارایی به عنوان یکی از ارکان کلیدی در سیاستگذاری و برنامه ریزی برای مقابله با تحریم های ظالمانه و هسته مرکزی در جنگ اقتصادی پیش رو وظیفه خود می‌داند منویات و رهنمودهای مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه‌ای، را سرلوحه برنامه ها و و اقدامات خود قرار دهد.
برای این منظور وزارت امور اقتصادی و دارایی، رویکردها و محورهای زیر را که از سال گذشته آغاز شده، با رویکردی جهادی، مدبرانه و فرصت‌ساز شتاب خواهد بخشید:

۱ ) تلاش خواهد شد کلیه اقدامات و برنامه های اقتصادی دولت در راستای سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی و با هدف تقویت درونزایی، مردمی سازی و عدالت بنیانی اقتصاد تنظیم و اجرایی گردد.

۲ ) مرتفع نمودن تنگنای منابع مالی کشور و بنگاه‌های تولیدی با تکیه بر تقویت بازار سرمایه، مولدسازی دارایی‌های دولت، فروش اموال مازاد دولت و انتشار اوراق مالی - اسلامی با تاکید بر تامین مالی غیرتورمی دنبال خواهد شد.

۳ ) تحول در نظام مالیاتی کشور با هدف حمایت از فعالیت‌های مولد و تولیدی، مقابله با فعالیت های غیرمولد و سوداگری و بازتوزیع ثروت در کشور و افزایش سهم درآمدهای مالیاتی در راستای اصلاح نظام درآمدی دولت و کاهش وابستگی بودجه به نفت

۴ ) اصلاحات ساختاری نظام بانکی کشور در راستای خروج بانک ها از بنگاهداری و فروش اموال و دارایی های مازاد و منجمد، شفافیت ترازنامه ای و جهت گیری به سمت حمایت از تولید و کسب و کارهای خرد و متوسط و اشتغال آفرین

۵ ) تمرکز بر کنترل تورم با کاهش رشد نقدینگی، اصلاح و هماهنگ سازی سیاستهای پولی و مالی و ارزی کشور، کنترل و کاهش ناترازی بودجه ای ، بانکی و ارزی ، مدیریت انتظارات تورمی و تقویت انضباط در بخشهای مالی، پولی و بانکی کشور

۶ ) ریشه کنی فساد با تکیه بر اصلاحات ساختاری در زمینه های فسادزا، هوشمندسازی اقتصاد و شفافیت و سالم سازی در حوزه های مالیاتی، گمرکی و بانکی کشور

7 ) اتخاذ راهبرد حکمرانی و مدیریت ریال با هدف مدیریت ارزی، مقابله با پولشویی و شفافیت گردش کلان مالی در کشور

۸ ) تسریع در افزایش رقابت پذیری اقتصاد ملی و بهبود محیط (جذاب و رقابتی) اقتصاد کلان برای رشد شتابان و مستمر سرمایه گذاری، مقررات زدایی و سهولت شاخص های کسب و کار

۹ ) تمهیدات لازم اعم از اتخاذ سیاستهای سلبی و ایجابی برای کنترل خروج سرمایه از کشور و تشویق جلب و جذب سرمایه گذاری»

گفت و گوی «صفحه اقتصاد» با مصطفی جعفری؛ تحلیلگر بازارهای مالی
تفاوت افراد آماتور با افراد حرفه ای در بازارهای داخلی و بین المللی

صفحه اقتصاد – در اقتصاد کشور ما، بازارهای مختلف مالی از قبیل بورس، طلا و سکه، مسکن، خودرو، ارز، بازار پولی (بانک) و اوراق بدهی، وجود دارد و در حوزه جهانی نیز، بازارهای مختلفی از جمله فارکس، بورس های بین المللی و ارزهای دیجیتال وجود دارد که دایره معامله گران آنها به شدت زیاد شده و رقابت های به طور جدی و با سودها و زیان های کلان و خیره کننده و بدون حمایت دولت ها در حال انجام است.
در گفتگوی اختصاصی « صفحه اقتصاد » با مصطفی جعفری – تحلیلگر بازارهای مالی- وضعیت بازارهای داخلی و جهانی در سال های اخیر و نوع معامله گری متفاوت افراد حرفه ای و شرکت های حقوقی از یک طرف و افراد آماتور از طرف دیگر، بررسی شده است.
*****

*در سال های اخیر، تورم در حد بالایی هست و نرخ تورم از حالت تک رقمی و در حد 9 درصد سال های 1395 و 1396، طبق اعلام مرکز آماری ایران به بالای 40 درصد فعلی رسیده است. از طرف دیگر، تحریم ها علیه کشور ما اجرایی شده و آینده چندان قابل پیش بینی نیست.
در سال های گذشته، بازارهای مختلفی در داخل کشور مورد توجه قرار گرفت و افراد مختلف وارد این بازارها شدند. بعضی افراد در این بازارها ضرر کردند و بعضی بازارها هنوز رونق دارد. جنابعالی به عنوان صاحب نظر در حوزه بازارهای مالی، در حال حاضر، وضع بازارهای مختلف داخلی و جهانی را چگونه می بینید؟

-در ارتباط با بازارهای مالی داخلی و خارجی باید بگویم که در حوزه بازار داخلی، بورس تقریباً ثبات خودش را از دست داده و از وقتی که دولت در بورس مداخله کرد، شفاف و قابل اعتماد نیست. به همین دلیل، افراد زیادی برای سود گرفتن، به بازارهای خارجی مراجعه و کوچ کردند.
با ثبات ترین بازار در بازارهای مالی خارجی، مدیریت دارایی ها دقیقاً بازار فارکس است چون از همه بازارها قدیمی تر بوده و بیش تر قابل اعتماد است. در بازار فارکس، پول ها یا ارزهای مختلف کشورها رد و بدل شده و معامله می شود. بازار فارکس، مثل بازار ارزهای دیجیتال نیست که نوسانات قیمتی زیادی داشته باشد. به همین دلیل، می توانیم برای سود گرفتن، بیش تر بر بازار فارکس حساب کنیم.

*در بازار داخلی، سرمایه های خُرد یا سرگردان در هر دوره به سمت یک بازار می رود. یک بار سرمایه های سرگردان به سمت بازار خودرو می رود و یک بار هم مدیریت دارایی ها به سمت بازار ارز و همین طور بازار طلا و سکه یا بازار مسکن.
سرمایه هایی که به سمت این بازارها رفته اند، چه سرنوشتی پیدا کرده اند و احیاناً سرمایه گذاران خُرد و معامله گران چه وضعی دارند و آیا از ورود به این بازارها رضایت دارند؟

-بازارهای داخلی شامل طلا و سکه، مسکن، خودرو و بورس است. البته خودرو، به یک کالای سرمایه ای تبدیل شده ولی خودرو، یک کالای مصرفی بوده و نباید برای سرمایه گذاری انتخاب شود.
فردی که می خواهد در بازار داخلی کار کند، باید دوره های تناوب بازارها یا سیکل های بازار و شامل روندهای صعودی و نزولی را بداند. یک فرد معامله گر که می خواهد در بازارهای مالی، معامله کند و کسب سود کند، باید بداند چه بازاری رونق دارد و بعداً چه زمانی، پول خودش را از بازار خارج کند و به بازار دیگر ببرد. اگر فردی، این نوع مسائل را در مورد بازارهای مالی بداند، می تواند سود کسب کند.

*افراد آماتو، معمولاً تجربه ای در بازارهای مالی ندارند و در طرف مقابل، شرکت های سرمایه گذاری یا فعالان بازارهای مالی قرار دارند که تجربه زیادی داشته و حرفه ای هستند و آماتور نیستند.
این دو نوع معامله گر، دو دنیای متفاوت دارند و افراد و شرکت های حرفه ای، از وجود افراد آماتور سود می برند. جنابعالی تفاوت بین آمارتورها و حرفه ای ها را در چه مواردی می دانید و چه نکاتی را به عنوان نکات متمایز کننده، مینیمطرح کنید؟

-من به افراد آماتور پیشنهاد می کنم که قبل از هر کاری، آموزش بازارهای مختلف را ببینند. بعد از این که این افراد، آموزش دیدند برای شروع کار و به غیر از این که خودشان می توانند به طور مستقیم وارد بازارهای مالی شوند، می توانند پول خودشان را به صندوق های سرمایه گذاری بدهند تا آنها سبد گردانی کنند.
هر فرد به نسبتی که سرمایه دارد، می تواند سهام این نوع صندوق ها را بخرد. افراد آماتور می تواند به این شکل، ریسک خودشان را پایین بیاورند و سرمایه خودشان را مدیریت کنند.
از طرف دیگر، شرکت های سرمایه گذاری یا آدم های حرفه ای، مسلم است که سال ها در بازارهای مالی حضور داشته اند و خودشان دوره های تناوب بازارها را می دانند. فرض کنید افراد معامله گر، اول باید پول خودشان را به بورس ببرند و وقتی قیمت سهام افزایش پیدا می کند، باید پول خودشان را به بازار خودرو ببرند.
همچنین بازار ملک و بازار طلا وجود دارد ولی ترتیب خاصی برای سرمایه گذاری وجود ندارد اما افراد حرفه ای می دانند چه کار کنند. در حالی که افراد آماتور، باید اول آموزش ببینند و با صندوق های سرمایه گذاری کار کنند تا متوجه دوره های تناوب بازارها شوند و بدانند که پول خودشان را از چه بازاری به بازار دیگر ببرند.

*جدا از فعالیت شرکت ها و صندوق های سرمایه گذاری، آیا افراد حرفه ای در بازارهای مختلف از جمله بورس و ارزهای دیجیتال، به نحو مطلوب سود می کنند یا این که احیاناً دچار ضرر هم شده اند؟

-در همین بازار نزولی که در بازار بورس وجود دارد، افراد زیادی در حال کسب سود هستند.

*یعنی در همین شرایطی که افراد زیادی نسبت به وضعیت بورس انتقاد و اعتراض می کنند برخی افراد هستند که نوسان گیری کرده و کسب درآمد دارند؟

-بله؛ همین طور است. تعداد زیادی از افراد حرفه ای بازار، در رسانه هایی که دارند سودهای خودشان را نشان می دهند.

*آیا تعداد سود کنندگان زیاد بوده و حرف هایی که برخی افراد در مورد سودهای زیاد خودشان می زنند قابل استناد است؟

-بالاخره ما از طریق رسانه هایی که این افراد دارند، تجربیات و معاملات آنها را پیگیری می کنیم. این افراد، خودشان می گویند چه زمانی خرید کرده اند و در کجا فروخته و سود کرده اند.

*افراد آماتور که حرفه ای نیستند و آموزش خاصی ندیده اند، چه ویژگی هایی دارند و از نظر روان شناسی بازار، اِشکالات این افراد در زمان معامله کردن چه چیزهایی است که احتمالاً دچار ضرر زیادی هم می شوند؟

-مشخصه افراد آماتور این است که در جای درست، وارد بازار نمی شوند. اساساً بازار، نوسانات زیادی دارد و افراد آماتور، گاهی اوقات سود کرده و گاهی اوقات هم ضرر می کنند. موقعی که افراد آماتور، ضرر می کنند ناامید می شوند و وقتی ضررشان بیش تر می شود، می خواهند اقدام به فروش کنند و از بازار خارج شوند.
وقتی افراد آماتور، اقدام به فروش می کنند و از بازار خارج می شوند، ممکن است بازار تغییر روند بدهد و این نوع افراد، بعداً می گویند ای کاش نمی فروختیم و از بازار خارج نمی شدیم. یک منحنی تحت عنوان «منحنی ترس و طمع» وجود دارد که حالت های مختلف افراد را رد زمان معامله کردن تبیین می کند.
در مجموع، آدم آماتور در جای درست، معامله نمی کنند و برای معاملات خودش هدف ندارند که در کجا و چقدر سود بگیرند، یا اگر سود گرفتند چه زمانی از بازار خارج شوند. از طرفی، افراد آماتور مدیریت سرمایه را رعایت نمی کنند. اگر افراد آماتور، مدیریت سرمایه را رعایت کنند و حتی علم ترید را هم نداشته باشند یعنی شانسی معامله کنند و فقط حد مدیریت دارایی ها سود و حد ضرر را رعایت کنند، می توانند سود کسب کنند.
افراد آماتور، نمی دانند حد ضرر را در چه قیمتی بگذارند و نمی دانند چقدر معامله در ضرر برود، از بازار خارج شوند. بحث روان شناسی نیز اهمیت دارد و متاسفانه افراد آماتور، در مورد خودشان هم شناخت ندارند. افراد آماتور، نمی دانند چقدر ضرر را می توانند تحمل کنند و وقتی در ضرر هستند آستانه صبرشان چقدر است.

*مدیریت سرمایه یک مهارت بوده و در چارچوب مدیریت سرمایه، بحث این است که مال و دارایی موجود حداقل کمتر نشود. در این زمینه، آیا آموزش هایی که در کشور ارائه می شود چشمگیر و قابل استناد هستند یا این که صرفاً برخی نکات مطرح می شوند و به معنای واقعی کاربردی نیستند؟

-آموزش های مختلفی در حوزه مدیریت سرمایه ارائه می شود ولی بعضی آموزش ها که ارائه می شوند و من دیده ام، خیلی خوب هستند. به همین دلیل، به این نوع آموزش ها می شود برای مدیریت سرمایه استناد کرد. حتی برای مدرسان این حوزه، جدول هایی با نرم افزار اِکسل تهیه کرده اند و می گویند با چقدر سرمایه، باید چقدر معامله انجام داد.

*شرایط فعلی اقتصاد کشور ما، شرایط عادی و نُرمال نیست و یک وضعیت متلاطم وجود دارد. افراد مختلف هم سعی می کنند ارزش دارایی و پول خودشان را حفظ کنند. در همین وضعیت موجود، همان اطلاعاتی که در جامعه ما انتشار پیدا می کند معمولاً ترجمه ای مدیریت دارایی ها است.
آیا افراد آماتور، می توانند در معاملات خودشان با استفاده از این نوع اطلاعات موفق شوند و آیا اساساً اگر افراد آماتور، سرمایه های خودشان را به صندوق های سرمایه گذاری بدهند در وضعیت فعلی، استراتژی بهتری برای حفظ سرمایه اولیه و اصلی هست یا نه؟

-این موضوع بستگی به فرد سرمایه گذار دارد و بستگی به این دارد که فرد سرمایه گذار می خواهد چقدر سرمایه وارد بازار می کند. در بازارهای مالی خارجی، حتی با 100 دلار هم می شود معامله انجام داد و اگر فردی بتواند با 100 دلار کار کند، سودش بیش از آن چیزی است که این 100 دلار را به یک صندوق سرمایه گذاری تحویل بدهد.
البته سود صندوق های سرمایه گذاری، در حد نرخ سود بانکی است و سودی که این صندوق های سرمایه گذاری به سهامداران خودشان پرداخت می کنند چشمگیر نیست. بنابراین، اگر شخص سرمایه گذار بتواند معامله کند، سود بیش تری می تواند کسب کند.

*صندوق های سرمایه گذاری انواع مختلفی دارند و یک نوع آنها فقط سرمایه گذاری با درآمد ثابت است. این نوع صندوق ها در حد نرخ سو بانکی، سود به سهامداران خودشان می دهند. آیا بقیه صندوق های سرمایه گذاری که نرخ ثابتی را اعلام نمی کنند با نیروهای متخصصی که دارند سود بیش تر از نرخ سود بانکی به سرمایه گذاران خودشان پرداخت کنند؟

-برخی صندوق های سرمایه گذاری، صندوق سهامی هستند و برخی هم صندوق های با درآمد ثابت هستند. از طرفی، برخی صندوق های سرمایه گذاری نیز، به شکل مختلط هستند. البته یک سایت اینترنتی وجود دارد که وضعیت صندوق های سرمایه گذاری مختلف را در ایران بررسی می کند.
کسانی که می خواهند در این زمینه اطلاعات کسب کنند، می توانند از این طریق اقدام کنند تا بدانند هر صندوق سرمایه گذاری، چقدر سود می دهد یا چه صندوق هایی اعتبار بیش تری دارند. به هر حال، این نوع اطلاعات وجود دارد و هر فردی، باید بررسی کند که کدام صندوق سرمایه گذاری بهتر است و در همان جا سرمایه گذاری کند.

*یکی از توصیه هایی که در حوزه مدیریت سرمایه مطرح می شود این است که برخی تحلیلگران بازارهای مالی می گویند حداقل یک پنجم یا 20 درصد کل دارایی ها، باید دارایی های نقد شونده باشد و این دارایی ها بتوانند در صورت نیاز به سرعت تبدیل به پول شوند. آیا این نوع توصیه ها برای مدیریت سرمایه و حفظ دارایی خوب بوده و این درصدها برای خرید دارایی های نقد شونده، درصدهای قابل اعتمادی است؟

-معمولاً گفته می شود که در هر معامله نباید بیش از 10 درصد کل سرمایه خودمان را وارد کنیم تا بتوانیم نوسانات قیمتی بازار را تحمل کنیم. از طرفی، اگر در آن معامله ضرر کردیم، باید سرمایه دیگری در دست ما باشد، تا بتوانیم در قیمت بهتری سرمایه گذاری کنیم و ضرر سرمایه گذاری قبلی را جبران کنیم.
ما نباید همه سرمایه خودمان را وارد یک بازار خاص کنیم و باید در بازارهای مختلف سرمایه گذاری کنیم. در مورد مقدار سرمایه ای هم که می خواهیم وارد یک بازار کنیم، باید بگویم که بایستی به صورت پله به پله خرید کنیم. اصولاً در قیمت های مختلف باید اقدام به خرید کنیم و نه این که همه سرمایه وارد شده به یک بازار را صرف خرید در یک قیمت مشخص کنیم. در مجموع، همه چیز به میزان ریسک پذیری سرمایه گذار دارد.

*در مورد دارایی نقد شونده، برخی تحلیلگران می گویند باید طوری سرمایه گذاری کرد که 20 درصد یا یک پنجم سرمایه، صرف خرید دارایی نقد شونده شود ولی این دارایی باید ظرف حداکثر 2 ماه و بدون تخفیف به فروش برود.
آیا شما این نوع تقسیم بندی ها را قبول دارید و درست است که 20 درصد از سرمایه صرف خرید دارایی نقد شوند شود و 80 درصد دیگر سرمایه صرف خرید دارایی های غیر نقد شونده شود؟

-این نوع تقسیم بندی ها در مورد مقدار دارایی های نقد شونده، حالت سلیقه ای دارد و مدیریت سرمایه باید بر حسب ریسک پذیری افراد انجام شود. سرمایه گذار باید پول نقد مدیریت دارایی ها داشته باشد تا در فرصت های مناسب، اقدام به سرمایه گذاری کند.
هر چقدر پول نقد یک سرمایه گذار بیش تر باشد یا دارایی او زودتر نقد شود، به نفع او تمام خواهد شد. برای مثال، می شود 80 درصد سرمایه را صرف خرید دارایی نقد شونده کرد و 20 درصد سرمایه صرف خرید دارایی بلند مدت مثل مسکن کرد.

*در مجموع و بر حسب اطلاعاتی که جنابعالی دارید یا این نوع افراد را می شناسید، در سال های اخیر افراد آماتور و حرفه ای در بازارهای مختلف چطور عمل کرده اند؟

-با توجه به اطلاعاتی که از افراد مختلف دریافت کرده ام، می توانم بگویم هم برخی افراد حرفه ای در سال های اخیر ضرر کردند و هم آماتورها. البته اکثراً در این بازارها ضرر کردند.

*کسانی که در بازارهای مختلف سود کرده اند آیا با استفاده و با اتکاء به آموزش ها و مهارت موفق به کسب سوده شده اند یا این که به طور شانسی و تصادفی سود کرده اند؟

-اکثر سرمایه گذاران خُرد که می شناسم و وارد بازار بورس و بازار ارزهای دیجیتال شده بودند، ضرر کردند و البته بدون آموزش هم، وارد بازار مدیریت دارایی ها شده بودند. در بازار ارزهای دیجیتال، همان وضعیت بازار بورس به وجود آمد و برخی افراد، بدون آموزش وارد بازار شده و ضرر کردند.
ورود در بازار طلا و سکه هم ریسک دارد و برخی افراد که وارد این بازار شدند ضرر کردند. چرا که گاهی اوقات، بازار طلا و سکه حباب قیمتی دارد و نباید وارد آن شد. برخی افراد، از این موضوعات اطلاع ندارند و در نتیجه ضرر می کنند.
بازار خودرو به این صورت است که افراد مختلف، در قرعه کشی شرکت می کنند و اگر برنده شوند از مابه التفاوت مدیریت دارایی ها قیمت درب کارخانه و قیمت بازار آزاد خودرو استفاده می کنند. برخی اطرافیان را دیده ام که ثبت نام کرده اند و وقتی برنده شوند ماشین خودشان را در بازار آزاد می فروشند. بازار مسکن هم، یک بازار طولانی مدت بوده و باید صبر کنند تا به سود برسند.

انتقال دارایی‌ها بلوکه شده افغانستان به صندوقی در سوئیس

انتقال دارایی‌ها بلوکه شده افغانستان به صندوقی در سوئیس

وزارت امور خارجه آمریکا در بیانیه‌ای از تشکیل «صندوق افغانستان» برای انتقال دارایی بلوکه شده این کشور به ارزش 3.5 میلیارد دلار در سوئیس در هماهنگی با شرکای بین‌المللی واشنگتن در این زمینه خبر داد.

این نهاد مدعی شده که صندوق مذکور دارایی‌ 3.5 میلیارد دلاری را از طالبان «محافظت» خواهد کرد.

در این بیانیه عنوان شده است که «دولت طالبان بخشی از این صندوق نیست و تدابیر لازم برای جلوگیری از استفاده از این دارایی در فعالیت‌های غیرقانونی اتخاذ شده است.

بر این اساس صندوق افغانستان در حساب بانک تسویه حساب‌های بین‌المللی نگهداری خواهد شد.

وزارت خارجه آمریکا همچنین اعلام کرد که این صندوق توسط بازرس مستقل بر اساس قوانین سوئیس پی‌گیری و بررسی‌ خواهد شد.

بر این اساس هيئنی متشکل از دو کارشناس اقتصادی افغان، یک نماینده دولت آمریکا و یک نماینده از دولت سوئیس در خصوص پرداخت‌های مربوط به آن صاحب اختیار خواهند بود.

گفتنی است دولت آمریکا پس از روی‌کار آمدن طالبان در افغانستان دارایی‌های این کشور به ارزش 3.5 میلیارد دلار را مسدود کرده بود.

دولت طالبان و سازمان‌های مردم نهاد این کشور خواستار آزاد شدن این دارایی‌ها هستند.

مدیریت دارایی ها

ذوالفقارنسب: مدیریت در پرسپولیس در حد تیم‌های دسته پنجم هم نبود/ خیلی زود جدا شدم اما امیدوارم رفتارشان تکرار نشود

ذوالفقارنسب: مدیریت در پرسپولیس در حد تیم‌های دسته پنجم هم نبود/ خیلی زود جدا شدم اما امیدوارم رفتارشان تکرار نشود

ذوالفقارنسب تنها رئیس هیات‌مدیره باشگاه پرسپولیس است که عمر مدیریتش در این باشگاه بسیار کوتاه بوده و خیلی سریع از سمت خود استعفا داد.

پرسپولیس این فصل خودش را خیلی زود پیدا کرد و توانست صدر جدول را ازآن خود کند. نایب‌قهرمان فصل قبل و قهرمان ۵ دوره پیاپی لیگ برتر تا اینجای کار صاحب ۴ پیروزی و دو تساوی شده و با ۱۴ امتیاز در صدر جدول لیگ برتر ایستاده است. این اتفاق بهانه خوبی بود تا به‌سراغ دکتر بیژن ذوالفقارنسب پیش‌کسوت این باشگاه برویم و از او در مورد وضعیت سرخ‌های پایتخت تا پایان هفته ششم لیگ بپرسیم.

وقتی به سراغش رفتیم انتظار نداشتیم در مورد وقایع زمان ورودش به هیات‌مدیره پرسپولیس صحبتی کند. اما قسمت این بود که او حرف‌هایش را با فرهیختگان درمیا

بد نیست صحبت‌هایمان را با وضعیت کنونی پرسپولیس در لیگ برتر شروع کنیم. شرایط این تیم را در لیگ چطور می‌بینید؟

پرسپولیس نسبت به فصل قبل دگرگونی زیادی در بخش نیروهای انسانی‌اش داشته است. با توجه به این تغییرات باید بگوییم که عملکرد این تیم در لیگ بسیار خوب بوده و نتایج به‌دست‌آمده گواه این حرف است. البته باید صبر داشته باشیم و ببینیم در ادامه راه چه اتفاقاتی رخ خواهد داد. همه چیز به ثبات تیمی بستگی دارد و باید ببینیم این ثبات چه زمانی کامل می‌شود.

یارگیری این تیم در این فصل خوب بود؟

معمولا در فوتبال نیمه‌حرفه‌ای همه چیز در گروی مسائل اقتصادی است. من اطلاع دقیقی در مورد مسائل مالی باشگاه ندارم پس همه‌چیز به عملکرد بازیکنان باز می‌گردد. تا اینجای کار لوکادیا را یک بازیکن خوب و دقیق دیده ام. در خط دفاع و دروازه هم عملکرد بازیکنان جدید مطلوب بوده است. البته باید از هفته دهم به بعد در این مورد اظهارنظر کرد. آن زمان هم تفکرات مربی در عملکرد تیم مشخص می‌شود و هم عیار عملکرد نفرات جدید و قدیم کاملا مشخص خواهد شد. در مجموع وضعیت را مطلوب ارزیابی می‌کنم. البته آینده تیم در گروی مدیریت قوی و منابع مالی باشگاه خواهد بود.

شرایط سایر تیم‌های مدعی این فصل را چطور ارزیابی می‌کنید؟

انتظار داشتیم استقلال به‌عنوان قهرمان فصل قبل شرایط خوبی در این فصل داشته باشد اما فعلا آن اقتدار و عناصر متحول‌کننده را در این تیم نمی‌بینم. زود است که قضاوت کنیم اما آنچه که تا امروز دیده‌شده فقدان دو موردی است که به آن اشاره کردم. البته باید منتظر باشیم. تیم‌های سپاهان و فولاد پتانسیل بسیار خوبی برای ارائه نمایش خیره‌کننده دارند. با یارگیری که انجام داده‌اند مشخص است که برای کسب نتیجه خوب در لیگ پا به میدان گذاشته‌اند. ضمن اینکه از کنار نام تیم‌های نفتی و صنعتی هم نباید به‌راحتی گذشت. در یکی دوفصل اخیر دیده‌ایم که چطور از داشته‌های خود استفاده کرده و در لیگ نمایش خوبی داشته‌اند.

اجازه بدهید کمی به عقب برویم! جدایی سریع شما از پرسپولیس و استعفا از ریاست هیات‌مدیره این باشگاه اتفاق عجیبی بود. واقعا دلیل این‌کار چه بود؟

زود کناره‌گیری کردم چون در پرسپولیس که یک باشگاه حرفه‌ای یا نیمه‌حرفه‌ای است، مدیریت قوی ندیدم. مدیریتی که در این باشگاه دیدم حقیقتا در باشگاه‌های دسته‌چهارم و پنجم آماتور اروپا وجود ندارد. همه‌چیز یک باشگاه به ثبات اقتصادی‌اش بازمی‌گردد. اما این باشگاه فاقد چنین چیز مهمی بود. پرسپولیس یک باشگاه حرفه‌ای باید باشد تا در یک لیگ حرفه‌ای بدرخشد. اما چنین شرایطی وجود نداشت و ترجیح دادم در چنین فضایی حضور نداشته باشم.

آیا قرار نبود شما به‌عنوان رئیس هیات‌مدیره به اصلاح چنین وضعیتی کمک کنید؟

من باید از لحاظ فکری به مدیریت کمک می‌کردم اما آن تفکر در برنامه‌ریزی را در مجموعه مدیریتی ندیدم. پس هر کمک فکری هم که می‌دادم تاثیری نداشت. برای همین تصمیم گرفتم از مجموعه جدا شوم. خیلی نمی‌خواهم در این مورد دیگر صحبت کنم. اتفاقی بوده که در گذشته افتاده و دیگر تمام شده است.

به خاطر داریم آن زمان از رسانه‌ها خیلی ناراحت بودید!

بله ناراحت بودم چون رسانه‌ها در آن زمان یا بی‌تجربه عمل کردند یا از افرادی بهره‌بردند که واقعا بی‌تجربه بودند. هیچ توجهی به اصول و فرهنگ ورزشی نداشتند و خیلی راحت آدم را مورد قضاوت قرار می‌دادند. بدون هیچ شناختی در مورد آدم صحبت می‌کردند و اصول اخلاقی را رعایت نمی‌کردند. از اطلاعاتی بهره می‌بردند که هیچ منطقی در آنها نبود. حرف‌هایی در موردم زدند که اصلا درست نبود.

یک‌سری اتفاقات مربوط به زمانی بود که از شما سوالاتی می‌پرسیدند و بعد مشخص می‌شد شما اطلاعات کمی در مورد آن مسائل داشتید یا اصلا اطلاعاتی در موردش نداشتید!

نه، این حرف‌ها را بعد از آن اتفاقات مطرح کردند. قاعدتا ما و جامعه مطبوعات باید شناخت درستی از هم داشته باشیم. حس می‌کنم جامعه رسانه‌ای ما شناخت از طرف مقابل را با رفتار غیرفرهنگی نادیده می‌گیرد. من تازه‌وارد در مجموعه پرسپولیس بودم و باید برخوردی به اندازه شناخت از طرف مقابل نصیبم می‌شد که متاسفانه این اتفاق نیفتاد. البته از آن روزها زمانی گذشته و بهتر است دیگر به گذشته برنگردیم و در آینده رفتاری درست در قبال جایگاه و شخصیت یکدیگر داشته باشیم.

اگر فرصتی دوباره به‌وجود بیاید دوست دارید در جایگاه مدیریت پرسپولیس حضور پیدا کنید؟

آینده هیچ چیزش مشخص نیست اما هستند پیش‌کسوتانی که علاقه‌مند به موفقیت تیم محبوب‌شان داشته باشند و بخواهند در این راه کمک کنند. امیدوارم آنها با برخوردهای مشابه روبه‌رو نشوند.

ن بگذارد. بهتر است خودتان صحبت‌های تازه این چهره آرام فوتبال ایران را بخوانید.

کاهش NAV شرکت‌ها با مصوبه سازمان بورس/نقدینگی حاصل از فروش دارایی‌ها سرمایه در گردش شرکتهاست/این منابع چرخ مولد هر شرکتی است

کاهش NAV شرکت‌ها با مصوبه سازمان بورس/نقدینگی حاصل از فروش دارایی‌ها سرمایه در گردش شرکتهاست/این منابع چرخ مولد هر شرکتی است

کارشناس بازار سرمایه گفت: هرچند که با مصوبه جدید سازمان بورس؛ سهامداران در کوتاه مدت از سود تقسیمی بیشتری برخوردار می شوند و این موضوع می‌تواند برای آنها جذاب باشد اما اگر کلان به این مسئله بنگیرم خواهیم دریافت که هدف تمام صنایع بورسی و شرکت‌ها، افزایش ثروت سهامداران است و با این دستورالعمل ارزش دارایی‌ها کاهش یافته و به عبارتی ثروت سهامداران در بلندمدت از بین می‌رود؛ در حقیقت این امر در نهایت تاثیر منفی بر شرکت‌ها می‌گذارد.

گروه بورس پایگاه خبری تحلیلی رادار اقتصاد؛ طبق اعلامیه مدیریت نظارت بر نهادهای مالی سازمان بورس، حداکثر ۲۰ درصد از سود حاصل از فروش سهام پرتفوی در شرکت‌های هلدینگ و مادر، قابل تقسیم است و مابقی بایستی به حساب اندوخته منتقل و افزایش سرمایه دهند.

محمد خیری کارشناس بازار سرمایه در گفت و گو با زهرا فعله گری خبرنگار رادار اقتصاد اظهار کرد: اگر شرکت های سرمایه گذاری نقدینگی حاصل از دارایی خود را تقسیم کنند، از نظر تحلیلی با کاهش NAV مواجه می شوند چراکه ان ای وی شرکت های سرمایه گذاری حاصل جمع ارزش افزوده پرتفوهای بورسی و غیر بورسی و همچنین حقوق صاحبان سهام است و زمانی که یک دارایی از پرتفوی آن به فروش می رود و و سود آن تقسیم می شود، ارزش دارایی‌ها با کاهش می‌یابد.

وی تشریح کرد: در حقیقت با فروش دارایی و کاهش ان ای وی، ارزش افزوده شرکت از بین می رود و حتی اگر برای مدتی در شرکت نیز باقی بماند دیگر به عنوان حقوق صاحبان سهام و یا حساب سرمایه، به حساب نمی آید و آن نقدینگی در نهایت از شرکت خارج می شود که این امر به بنیه صنایع بورسی آسیب می زند.

خیری بیان کرد: پیش از این مصوبه روال بیشتر شرکت‌ها (به خصوص شرکت‌های سرمایه‌گذاری) به این شیوه بود که سود حاصل از فروش دارایی را تقسیم نمی کردند چراکه درآمد عملیاتی به حساب می‌آید و با دیدگاه منطقی در شرکت‌های سرمایه گذاری، سود حاصل از زیرمجموعه‌ها قابل تقسیم مابین سهامداران بوده و فروش دارایی باید در عملیات شرکت باقی بماند اما اکنون با این مصوبه تنظیم‌گری قانونی در فعالیت شرکت‌ها رخ داده است.

کارشناس بازار سرمایه مطرح کرد: هرچند که با این مصوبه سهامداران در کوتاه مدت از سود تقسیمی بیشتری برخوردار می شوند و این موضوع می‌تواند برای آنها جذاب باشد اما اگر کلان به این مسئله بنگیرم خواهیم دریافت که هدف تمام صنایع بورسی و شرکت‌ها، افزایش ثروت سهامداران است و با این دستورالعمل ارزش دارایی‌ها کاهش یافته و به عبارتی ثروت سهامداران در بلندمدت از بین می‌رود؛ در حقیقت این امر در نهایت تاثیر منفی بر شرکت‌ها می‌گذارد.

وی ابراز کرد: تقسیم سود حداکثر تا 20 درصدی می‌تواند تاثیر متفاوتی در هر صنعت داشته باشد؛ قاعدتا در شرکت‌های سرمایه گذاری که به عنوان هلدینگ‌ مادر و مدیریتی در صنایع فعالیت دارند، نباید این سود تقسیم بشود اما در صنایعی که اقدامات توسعه‌ای آنها به اتمام رسیده و اصطلاحا شرکت بالغ شده است، تقسیم سود تا سقف مذکور تاثیر کمتری بر شرکت دارد.

خیری گفت: به طور کلی سود حاصل از فروش سرمایه گذاری‌ها و یا نقدینگی حاصل از فروش دارایی‌ها به عنوان سرمایه در گردش شرکت ها محسوب می شود و نباید از مجموعه خارج بشود؛ در حقیقت این نقدینگی به نوعی چرخ مولد هر شرکتی است و تنها باید صرف پروژه های در دست اجرا صرف بشود و این اقدام سازمان بورس آسیب زننده است.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.